اينكه ,ديگهبا خودم عهد كرده بودم كه ديگه هيچوقت نه باهات حرف بزنم نه بهت فكر كنم نه هيچ چيزي

ولي وقتي به زندگيم به سه سالي كه به خاطر تو هدر رفت به احساستم كه به خاطر تو تلف شد

به اينكه چقد قشنگ از من سوعه استفاده كردي بدون اينكه يه روز خوش داشته باشيم

به زجرايي كه كشيدم به اينكه چقد ساده لوح بودم به حماقتم به خريتم به اينكه چقد راحت قلبمو شكستي

به اينكه برام ارزش قاعل نبودي ولي منه خره احمق ميزاشتم پاي چيزاي ديگه

واقعا ازت متنفر ميشم تا اخره عمرم تورو فراموش نميكنم و مطمعن باش هيچوقت دعاي خيره من پشت سرت نيس

اميدوارم بري كه ديگه برنگردي خيلي قشنگ گولم زدي بهت تبريك ميگم

الان داشتم گريه ميكردم ولي به اين نتيجه رسيدم تو حتي ارزش اخم منم نداري ادمه پست و رزل

منبع اصلی مطلب : soveydaye dele baraniam
برچسب ها : اينكه ,ديگه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت :